عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

211

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

1 - گردآورى قرآن توسط ابوبكر يك عمل فردى براى ارضاى بلند پروازيهاى خليفه [ ابوبكر ] بوده است نه يك عمل جمعى به نفع امّت و براى حفظ قانون و حيانى آن . 2 - كار عثمان ، طرحى بدون پيشينه بوده است به طورى كه اقدامى پيشگام بوده كه تلاشهايى در موفقيت آن دست به دست هم داده است . 3 - انديشهء تقسيم جامعهء اسلامى ، به طبقاتى كه هر يك از اين طبقات بر اساس قرآن به دفاع از موجوديّت خود مىپردازد و هر يك مطابق با منافع خود ، قرآن را جمع مىآورد ، لذا كار عثمان هم منعكس كنندهء منافع طبقه‌اش بوده است . اين چنين ادعاى شگفت‌انگيز ، به دليل وجود عناصرى بيگانه از جامعهء اسلامى و روح آن است كه تنها ، امكان وجود آن در نظام زندگى اروپايى قابل درك است و به نظر ما ، همين مورد ، بهترين معيار در انباشته شدن اشتباهات كه از يك خطاى عمدى يا غير عمدى آغاز شده ، به شمار مىآيد . ردّ نخستين اشتباه بلاشر را در نگاه به اقدام ابو بكر در جمع قرآن بيان داشتيم و بر رسيديم كه اين اقدام ، مبنايى استوار در ساختار متن قرآنى ، در طول حيات امّت اسلام گشت تا اين كه در زمان عثمان ، آخرين تلاشهاى اصلاحى صورت پذيرفت . ابوبكر و عمر در آن شرايط دشوار ، هرگز به انگيزهء دست يافتن به نسخه‌اى از قرآن ، به اين كار دست نزدند ، و گرنه چرا ابوبكر در اقدام به كارى كه پيامبر [ ص ] و برخى صحابه در ثبت محفوظات قرآنىشان انجام نداده‌اند ، درنگ نمود ؟ چه اگر كار او شبيه به كار انجام شدهء ديگر بود هرگز چنين نمىكرد ( 49 ) . آيا آن شرايط غمبار كه در مرگ گروه فراوانى از حافظان تجسّم يافته بود ، در كنار بحران سياسى ويرانگر ، شرايطى مناسب براى ظهور انگيزهء ابوبكر و عمر ، در اين خصوص بوده است در حالى كه قرآن را از راه حافظه ، در روزگار پيامبر [ ص ] جمع آورده بودند ؟ [ جمع به معناى حفظ ] . ظن غالب آن است كه سخن بلاشر از ابوبكر و عمر ، همسان سخن گفتن از افرادى خودخواه و گناهكار است كه در عصر ما به سر مىبرند ! در هر حال او قابل بخشش است چه قادر نيست ، حتّى در خيالش ، به قلّه‌هاى بلند در تاريخ اخلاق بشرى نايل آيد . بنابراين ، كار عثمان در مرحلهء دوم به منظور سوق دادن امت اسلام به حفظ قرآن بوده